تاریخ: ۲۹ شهریور ۱۳۹۴ - ۰۹:۰۶
کدخبر: 8731
بهاره خانی

آسیب شناسی اجتماعی طلاق

 

1 001

بهاره خانی

کارشناس روابط عمومی و رفتار اجتماعی

فعال اجتماعی و رسانه ای

 

 

آسیب شناسی اجتماعی طلاق
اصطلاح آسیب شناسی اصطلاحی است که امروزه وارد حوزه جامعه شناسی شده است. این اصطلاح جامعه را به یک کالبد زیستی تشبیه می کند و موضوعات و مسایل اجتماعی را همانند موارد زیستی مورد توجه قرار میدهد .
آسیب شناسی اجتماعی به مطالعه هنجارهای اجتماعی، نابسامانی های اجتماعی و اعمال فردی و گروهی می پردازدکه در اجتماع خلاف حرکت فرهنگی و اجتماعی است و غیر طبیعی محسوب میشود.
مسائل و مشکلات اجتماعی وضعیتی است که جامعه آن را خطری برای زندگی اجتماعی می داند و همواره به دنبال حل این معضل برمی آید. این معضلات زمانی به وجود می آید که میان معیارها و واقعیتهای اجتماعی فاصله و اختلافات شکل میگیرد، که اعضای اجتماع را تحت تاثیر قرار میدهد.
معضل طلاق در حوزه آسیب های اجتماعی تا زمانی که بصورت فردی و متعارف در محدوده معینی وجود داشته باشد، یک پدیده اجتماعی عنوان نمیگردد اما زمانی که این پدیده از حالت متعارف خارج گردد و دارای فراوانی در یک جامعه گردد به عنوان یک آفت و یا بلای اجتماعی مطرح میگردد که برای تشخیص این وضعیت میتوان به آمار طلاق و مقایسه آن با ازدواج از سالهای گذشته تاکنون پرداخت و در ایران آمار رو به گسترش، این موضوع را به سمت یک معضل اجتماعی سوق میدهد.
بر اساس آخرین آمار بدست آمده در سال ۹۳ به ازای هر ۴٫۴ مورد ازداج یک مورد طلاق به ثبت رسیده در حالی که در سال ۹۲ به ازای هر ۵ مورد ازدواج یک طلاق به ثبت رسیده است.
این آمار نشان دهنده شیب تند طلاق در ایران است که به دلیل شرایط خاص اجتماعی شکل گرفته است و در صورت عدم حل این پدیده اجتماعی خطر آسیب جدی به نهاد خانواده که از اساسی ترین نظامهای اجتماعی است وجود دارد.
نقش فرهنگ در پدیده طلاق از دیدگاه جامعه شناختی
در جوامعی که در حال انتقال وضع اجتماعی و اقتصادی خاص به وضع و شرایط دیگری هستند مشکلاتی پیش می آید که نتیجه تصادم نوگرایی و پایبندی به سنتهای گذشته است و ایجاد جنگ بین نسلهاست. در این مرحله حساس عناصر اخلاقی و ارزشهای اجتماعی بیش از هرچیز دیگری تغییر موضع میدهند. موضوعات بی ارزش دیروز در محدوده عناصر نوین و مورد پذیرش امروزی پای می نهند و بسیاری از ارزشهای مطلوب اجتماعی از عرصه خارج می شوند. هرچقدر این تحول سریعتر باشد تضاد و جابجایی چشمگیر تر خواهد بود در این شرایط نیروی حاکم بر جامعه جایگزین نیروهای جدید می شود و آشوب ارزشهای جامعه را در برمی گیرد و بازتاب های آن در نظام های اجتماعی مثل نظام خانواده قابل لمس است.
از آنجا که سرعت انتقال فرهنگ با سرعت انتقال تکنولوژی یکسان نیست نسلهایی که در معرض این تحول اجتماعی قرار میگیرند نمی توانند معیارهای همه پسندی برای ارزشها داشته باشند و این باعث ایجاد کشمکش و نابسامانی در نظام خانواده میگردد.
علل طلاق در خانواده به عنوان اصلی ترین نظام جامعه
از علتهای این پدیده رو به گسترش اجتماعی میتوان به عدم تلاش افراد برای رفع نیازها در محیط خانواده اشاره کرد. یعنی خانواده ها دیگر برای رفع نیازهای شخصی خود به محیط خانه و خانواده پایبندی ندارند و نیازهایشان را با اتکا به توانایی های خود در محیط های پرخطر برطرف می کنند که معمولا موضوع مسئولیت پذیری را در محیط خانواده فراموش می کنند.
موضوع قابل تامل بعدی این است که خانواده ها دیگر وقت خود را برای حل مشکلات کوچک که گاها با صرف زمان، تحمل و اندکی گذشت قابل حل است، صرف نمی کنند؛ آنها دنبال پاک کردن صورت مساله هستند نه حل آن زیرا موضوع طلاق در جامعه آن وحشتی که در گذشته در بین خانواده ها داشت را دیگر ندارد و جامعه با دید بازتری این پدیده را می پذیرد.
یکی دیگر از دلایل ایجاد اختلاف در محیط خانواده که از منظر روانشناسی نیز مورد تایید است، قصد تسلط زوجین بر یکدیگر و ایجاد حکومت دیکتاتوری در حریم خانواده است. آنها برای رسیدن به اهداف خود قصد دارند بر یکدیگر مسلط شوند و تداوم این زور آزمایی التهاب در خانواده را ایجاد میکند.
زوجین با دوفرهنگ متفاوت و دو شرایط زندگی مختلف حاکم بر محیط خانواده به زیر یک سقف می روند و هریک سعی دارند فرهنگ غالب خانواده خود را در محیط خانه جدید پایه گذاری کنند آنها به این باور نرسیده اند که این یک خانواده جدید است با قانون و ارزشهای جدید که توسط زوجین وضع میگردد و این یکی از عوامل طلاق در سالهای اول زندگی است که با در نظر گرفتن این اختلاف ها و احترام به این تفاوت ها میتوان زوجین را به مدارای بیشتر سوق داد.
زن و مرد هریک با تصور خاصی از زندگی اقدام به ازدواج می کنند و از یکدیگر انتظارات مشخصی دارند که این انتظارات از پیش تعریف شده به رفتارهای آنها جهت می دهد و در صورت عدم تحقق این خواسته ها احساس نارضایتی و بی میلی از زندگی به سراغ آنها می آید.
از عوامل دیگر که زندگی های امروزی را تحت تاثیر قرار می دهد باورهایی است که به ارث می بریم. زوجین با خانواده های یکدیگر اختلاف دارند و این اختلاف ها برگرفته از باورهای غلطی است که از گذشته برای نسل امروز به ارث گذاشته شده است. برای مثال مادرها با رفتارهای خود به دخترانشان این باور را می دهند که مادر همسر به دنبال رقابت با عروس است و دختر با این دید وارد زندگی مشترک می شود و هر رفتاری را که از مادر همسر خود میبیند، که اکثر مواقع برگرفته از رفتار دلسوزانه و نصیحتانه است، را با پیش زمینه منفی میبیند و آن موضوع را با دید ستم جویانه نگاه می کند و سر منشا اختلافات خانوادگی در زندگی های سنتی قرار می دهد.
عواملی که ذکر شد عواملی به ظاهر کوچک اما از علل اصلی و بنیادی اختلافات خانوادگی است که کمتر مورد توجه قرار می گیرد و با بررسی رفتارهای زوجین به راحتی با آگاه سازی و برگزاری کلاسهای اجباری مشاوره میتوان زوجین را از بروز چنین اختلافاتی آگاه کرد. اختلافاتی که اغلب زمینه ساز بروز طلاق در بین خانواده های اصیل ایرانی است.

  • No Related Post
کلیدواژه ها:

یک دیدگاه

  1. عاشق

    سه چیزاهل طلب را بود سعادت خلوص نیت و قلب سلیم و صدق ارادت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *





*